دکتر مسعود اصغرپور
ساعت 0:59
دنیا تقاصِ چیدن یک دانه سیب بودجز عشق کلّ وعده ی دنیا فریب بودفریاد ما به ساحتِ بالا نمی رسددیگر چه جای گفتن أَمَّن یُجِیبُ بوددردی هزار ساله را در سینه می کشمپیداست زخمِ کهنه ی ما از طبیب بودبختم ز بی خیالیَش خمیازه می کشدمنجیِ دست بسته ی ما بر صلیب بوددر خلوتی که یار به حالم نظر نکردمن بی نشان نشستم و حرف از رقیب بودآن آشنا که دم به دم لاف از وفا بزدبا دیگران ملایم و با ما غریب بودمحکومِ خواب دیدن رویای بهترمخشک است چشم آسمان امشب،عجیب بوددکتر مسعود اصغرپور
برچسب:
نویسنده: آرمان زارعی
تاريخ: يکشنبه
1 مرداد
1402 ساعت: 13:36